.
. . سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردمند.
ارتش هم باید پشت مردم باشد.
ارتش وسپاه باید بگویند: جانم فدای مردم.
اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است. اصل مردمند.
رهبر هم جانش فدای مردم است. . . ما همه برای مردمیم.
سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد.
اگر بگوید جانم فدای رهبر که این میشود همان زمان شاه.
پس مردم برای چی انقلاب کردند؟. . .
((امام خمینی، صحیفه نور، جلد سوم پاراگراف132))
ـ اما من نمی فهمم که اگر آدم از دوستش ضربه بخورد چه کار کند ،به کی پناه ببرد ،به کجا سر بگذارد. اگر حرف امام و آقا فصل الختام است ،پس باید تمام گفته ها و حرف هایشان اینگونه باشد نه این که هر جای حرف آقا به درد ما خورد قبول و اگر هم نخورد فقط حرف است ولی فصل الختام نیست . اگر امام این حرف را زد پس چرا . . . واقعا چرا . . . ؟ چرا اینطور شد . چه شد که این شد. چکار کردیم که این شد ؟
انشا ا... خداوند خرافه پرستان را از ملت ما دور کند و رهبرمان را از گزند آنان حفظ بفرماید .
ورزش چیزی ست که از نظر من اکسیر درد و مشکلات انسان هاست. اکثر رزمی کاران آنان اند که بخاطر لذت روحی و جسمی ای که بعد ورزش و تمرین میبرند ، رو به ورزش می آورند.آرامش و لذت بعد و هنگام ورزش سالم و درست و علمی همان ویژگی ست که ائمه ی معصومین و بزرگان را بر آن داشت که بر مسئله ورزش تاکید کنند . اکثر ورزشکاران خوب ، انسان های موفقی هستند که نظم و مدیریت در کارهایشان موج می زند و این به دلیل نظمی است که ورزش به ذهن و تمرکز آنان داده .در ورزش نکاتی از زندگی پیدا می شود که در هیچ چیز دیگر یافت نمی شود . این حقیقت است که اخلاق نیکو ، رفتار حسنه با دیگران، درس و فهمیدن مطالب ، آمادگی ذهن و قدرت تمرکز و . . . در ورزش به تعالی می رسند . فقط کافی ست که واقعا تجربه کنید.
- روزی در کتب اساطیری یونان سیر می کردم که در یکی از جنگهای خدایان ، خدایی از خدایان یونان نظرم را جلب کرد . این خدای آسمانی قدرتی داشت که وی را بازنده و در عین حال پیروز می کرد . این خدا با هر شکستی که می خورد قوی تر می شد.
شکستش مقدمه ی پیروزی وی بود . نقطه ضعفش در آینده تبدیل به نقطه قوتش می شد.
-این خدا مرا به یاد یکی از داستان های رزمی کاران انداخت
کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد . پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود . استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد . سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!سه ماه بعد آن کودک توانست به عنوان قهرمان سراسری کشور انتخاب گردد . وقتی مسابقات به پایان رسید ، در راه بازگشت به منزل ، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید . استاد گفت : «دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود ، و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دست نداشتی!
یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی. راز موفقیت در زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از «بی امکانی» به عنوان نقطه قوت است.

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست
که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل :
اول آنکه کچل بود،
دوم اینکه سیگار می کشید،
و سوم (که از همه تهوع آور تر بود) اینکه در آن سن و سال ،زن داشت!
. . . چند سالی گذشت ؛ یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم،
آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :
زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم.
و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیز های بد دیگران که ابراز انزجار می کند ممکن است در خودش بوجود آید.
دوست داشتم که شعر شود ، ولی نشد ، شما اگر می توانید کمک کنید تا شعر گفتنم بهتر شود:
اینجا ، آسمان هر شب آفتابی ست . . .
اینجا ، آسمان هر روز مهتابی ست . . .
اینجا ، ستاره ها نمی دانند چه وقت آیند . . .
. . . شاید که وقت غروب خالیست
اینجا ، غروب ها خونین است . . .
. . . جنگ میان آفتابی و مهتابی ست
اینجا ، ستاره ها نمی دانند چه وقت آیند . . .
. . .
شاید که وقت سحر خالیست
چرا شهابی نمی آید آخر هر جمله . . . ؟
! . . . که خط زند و پر کند ؛ روی نقطه چین ها خالیست
اینجا ، ستاره ها ، شهاب ها خود نقطه چین شدند . . .
